دميان

«یا لطیف»

من فقط می‌خواستم آن طور که در وجودم هستم زندگی کنم، چرا این کار آن‌قدر مشکل بود؟

.

دلهره و اضطراب عجیبی دارم... از نوع اگزیستانسیالیستی آن، که احتمالاً ناشی از خواندن کتاب "دمیان" اثر هرمان هسه‌ نویسنده‌ی عارف‌مسلک آلمانی است. در میان هفتاد و چند اثری که از هسه به جای مانده، "دمیان" یکی از پر آوازه‌ترین آنهاست که بسیاری از مردم جهان آن را با اشتیاق خوانده‌اند زیرا سخن نفس انسان است. سخن حال و روزگاری از عمر آدمی است که معمولا گرفتار ارزش‌های قراردادی می‌شود و مجال آشکار شدن نمی‌یابد. داستان دوران‌های مختلف زندگی انسانی که در جستجو است؛ جستجوی خداوند و درون خویش. باید اعتراف کنم تصویری که هسه از انسان و انسانیت در این کتاب ارائه داده برای چون منی که با این مفاهیم از لابه‌لای کتاب‌های عرفانی ِ ابن عربی و مولانا آشنا شده و یا حداکثر از پرتو ادبیات اومانیستی دوره‌ها‌ی رنسانس و روشنگری به آن نگریسته، سخت متفاوت و تفکر برانگیز است. دمیان به ظاهر روایتی ساده و بی‌تکلف از انسان است. انسانی که مدام بین نیمه روشن و نیمه تاریک‌اش دچار کشمکش می‌شود! درست مثل من! انسان‌ ِ هسه آن‌قدر عینی است که نمی‌توانم باور کنم انسان باشد! فکر ‌می‌کنم هر کسی این کتاب را بخواند حداقل با بخشی از دمیانهمذات پنداری می‌کند و دمیان را در خود می‌یابد و همین دلهره‌آور است!

هسه می‌گوید: زندگی هر انسان، راهی است بسوی خود او، و معتقد است؛ هر انسانی نه تنها خویشتن است بلکه محل یا مقصد بی‌همتا، ویژه و شایانتوجهی است که در آن پدیده‌های دنیا فقط یک بار با یکدیگر تلاقی پیدا می‌کنند، نه بیشتر و به همین دلیل است که داستان یا روایت سر گذشت هر انسان اهمیت، جاودانگی وحرمت و تقدس می‌یابد؛ و از این رو است که هر آدمی مادامی که زندگی می‌کند آفریده‌ایشگفت‌انگیز است و سزاوار توجهی بی‌نهایت. در هر فرد روح به گوشت و خون بدل می‌شود ودر هر جسم کل آفرینش درد می‌کشد و در هر انسان یک ناجی یا مسیح به صلیب کشیده می‌شود... هر آدمیزاده‌ای تاپایان زندگی نشان و آثاری از زایش خویش را همیشه با خوددارد، لای و لجن و پوسته‌های تخم دوران آغاز زندگی. و چه بسیارند کسانی که هیچ وقتانسان نمی‌شوند. آنان قورباغه‌ها، مارمولک‌ها و مورچگان باقی می‌مانند. بسیاری دیگربه ظاهر انسانند ولی در باطن نادان. با این وجود هر آدمی نشانگر و آیت تلاش طبیعت است برای آفرینش یک انسان. هر انسان، هر فرد،تلاش می‌کند خود را به مقصود و هدفی کهدر پیش دارد برساند. ما می‌توانیم یکدیگر را درک کنیم اما هر فرد تنها می‌تواند خودرا به خویشتن معرفی کند و بشناساند.

"دمیان" از آن دست کتاب‌هایی‌ست که باید چندین بار خواند و هر بار نکته جدیدی از آن یافت. ذهن آدمی را به بازی می‌گیرد و هر بار حالت روانی تازه‌ای را نصیبش می‌کند. بعضی از عبارت‌های آن که بیشتر ذهنم را مشغول کرده بخوانید:

+

حس می‌کنم افکارت عمیق‌تر از آن است که بتوانی بیان کنی. پس بدان که به اندازه‌ی فکرت زندگی نکرده‌ای و این درست نیست. فقط افکاری ارزش دارند که بتوان با آنها به واقع زندگی کرد...

.

+

.

انسان‌ها دو دسته‌اند آنهایی که خیلی تنبلند و به فکر راحتی خود هستند و می‌خواهند قاضی اعمالشان باشند از قانون پیروی می‌کنند... و بعضی‌ها قانون را از ضمیر خود اخذ می‌کنند... هر کسی باید روی پای خودش بایستد.

+

خیلی زیاد حرف می‌زنیم، زیرکانه صحبت کردن هیچ ارزشی ندارد. آنچه از آن عاید می‌شود این است که از حقیقت درون خود دور شوی. گسستن از خود گناه است. انسان باید بتواند مثل یک لاک‌پشت در درون خود فرو برود.

+

اگر به دنبال چیزی هستید و در عین ناامیدی آن را بدست می‌آورید؛ اتفاقی نیست. اشتیاق و اضطرار شما را به آن می‌کشاند.

.

+

.

آدمی هیچ وقت به منزل نمی‌رسد بلکه راه‌ها بهم می‌رسند و انسان برای مدتی تصور می‌کند به منزل رسیده است.

+

ما چند نفر انگشت‌شماری هستيم كه آماده شده‌ايم گام پيش بگذاريم و پاي در راه. به همين دليل داغ بر ما زده‌اند - مثل قابيل-  تا به اين وسيله ترس و نفرت بر انگيزيم و آدميان را از راهِ زندگی عاری از خيال‌پردازی‌شان دور سازيم و به راه‌های خطرناك‌تر بكشانيم. تمامی افرادی كه در راه تكامل بشريّت تلاش كرده‌اند، بدون استثنا همگی آنان، توانا و مؤثر بوده‌اند زيرا حاضر شده بودند سرنوشت‌شان را بپذيرند.

«دميان،هرمان هسه، ترجمه:عبدالحسين شريفيان، انتشارات اساطير»

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی

Har ke ghomar baztar, jaame jafa bishtarash midahand.

Har ke ghomar baztar, jaame jafa bishtarash midahand.

Sadaghate habib hamishe barayash hazineh saz bood .

Sadaghate habib hamishe barayash hazineh saz bood .

Rahate doust rahate ma.

Dishab yeki zang zad goftam kissa? Goft herman hessa !! Goftam chissa ? Goft ostad khab issa.goftam be ostad begoo mi chooman ti vassi kheili khissa.

فاطمه

اگزيستانسياليستی يعنی چی؟؟؟؟

هبوط

باز منو وادار کردی یک کتاب بخونم ها . هزار بار گفتم رو من کار فرهنگی نکن . اه درست بشو نیستی تو ؟؟؟؟ بیدو برو جلو ایینه ببینم. در ضمن دارم میام ولایت برا ۵ شنبه ۶ صبح بهت وقت میدم

مهدی.د

سلام استفاده برديم و می بريم. در پناه سلام

Dele har ke seid kardi , nakeshad sar az kamandat.