گنگ ِ زندگی

«یا لطیف»

سزد اگر هزار بار، بیفتی از نشیبِ راه و باز

رو نهی بدان فراز‎.‎

چه فکر می‌کنی؟ جهان چو آبگینه‌ی شکسته‌ای ست
که سرو ِ راست هم در او شکسته می‌نمایدت‎ .‎
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ
که راه، بسته می‌نمایدت‎ .‎

زمان ِبی‌کرانه را،

تو با شمار ِگام ِعمرِ ما مسنج‏

به پای او دمی ست

این

درنگ ِ

درد و

رنج

.

.

.

هوشنگ ابتهاج

/ 4 نظر / 4 بازدید
اسکندری

خیلی زیباست. خیلی

زنجانلی

وبلاگ زیبایتان در لیست زنجانلی لینک شد در صورت تمایل در تکمیل زنجانلی شما نیز سهیم باشید

jangali

دلم شبیه یک نماز بین راه...خسته و شکسته است...می شود برای من دعا کنی؟یا اگر خدا اجازه می دهد...جای من کمی خدا خدا کنی؟می شود برای بی قراری دلم ، یک سفارشی به آن کریم با وفا کنی؟ التماس دعا...