ترس و لرز...

«یا لطیف»

 

قالَ یا بُنَىَّ إِنِّى أَرى فِى المَنامِ أَنِّى أَذبَحُکَ فَانْظُرْ ماذا تَرىقالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِى إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَالصّابِرِینَ؛ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ؛ وَنَادَیْنَاهُ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ؛ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ؛ إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِینُ؛ وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ.

«سوره صافات، آیات 107-102»

 

 

 

«ترس و لرز» کیرکگور اثر غریبی است. او تصویر متفاوتی از ابراهیم را ارائه می‌دهد. پارادوکس‌های تصمیم ابراهیم، در «ترس و لرز» عجیب و خواندنی است. کیرکگور معتقد است انسان، هستی خود را پشت میز تحریر نمی‌آزماید. تنها آن‌گاه که دست به عمل می‌زنیم به ویژه وقتی تصمیم‌های مهم می‌گیریم، در آن موقع است که با هستی خود ارتباط برقرار می‌کنیم. زندگی ابراهیم کم و بیش نمونه‌ای است برای کیرکگور تا زندگی خود را ارزیابی کند. دیالکتیک تغزلی او، هنر او در وادار ساختن ما به حس‌کردن خصلت‌های متعالی است.

 

ابراهیم برای قربانی ‌کردن پسرش که سالیان سال منتظر ولادتش بود، با الاغی ناراهوار سه روز پی در پی از کوه موریه بالا می‌رفت؛ سرشار از شک و دودلی. آنچه در آن شک نتوان کرد، آن ‌اندازه ارزشمند نیست که فرد، تمامی هستی‌ش را بر سر آن به خطر بیفکند. آنچه این‌قدر ارزشمند است که بتواند هستی مرا تعیین کند، چیزی نیست که به راحتی بتوانم آن را انکار کنم، یا آن‌قدر بدیهی که مسلم بپندارمش. فدا کردن فرزندی که سال‌ها چشم ‌انتظار تولدش بودی، سخت است و این، درست همان چیزی‌ست که اگر بپذیریش، خود را با نهایت اشتیاق و شور در گرو  آن می‌نهی.

 

کیرکگور برای تبیین رفتار ابراهیم به سه مرحله در زندگی انسان قائل می‌شود: مرحلة استتیک یا حسّانی که قهرمانش دون‌ژوان است. دم را غنیمت می‌شمارد. چنین آدمی یک‌سره در جهان محسوسات به سر می‌برد. برده‌ حالات و خواسته‌های خویش است. وی به سهولت ممکن است دست‌خوش دلهره، هراس یا احساس خلأ و پوچی گردد. اگر این حالت پیش آید باید امیدوار بود. چرا که دلهره حسی کم و بیش مثبت است. نشانه آن است که فرد در موقعیت وجودی قرار گرفته و حالا می‌تواند جهشی به مرحله بالاتر انجام دهد. ولی این پرش یا اتفاق می‌افتد و یا نه. فایده‌ای ندارد که روی لبه بایستی باید پرش کامل کنی. یا بپری یا نپری. و این کار را کس دیگری هم نمی‌تواند برایت انجام دهد، خودت باید تصمیم بگیری. مرحله دوم، مرحله‌ی اخلاقی است. ویژگی این مرحله جدیت و صداقت و پی‌گیری در تصمیم‌های اخلاقی است. مهم نیست که چه چیزی در نظر تو دقیقا درست یا نادرست می‌نماید بلکه باید در باره‌ی درست یا نادرست عقیده‌ای داشته باشی و مرحله آخر مرحله ایمانی است که نمادش ابراهیم است. گذر از هر مرحله به مرحله دیگر نه با اندیشیدن که با گزینش محقق می‌شود. اندیشه، بیکار گوشه‌ای می‌نشیند و چشم به اراده می‌دوزد تا جهش رخ دهد. حال وقت آن است که فرد، تمامی وجودش را گرو بگذارد و به ژرف ژرفنای ایمان به عمق هفتاد هزار پا بپرد. ایمان را بر لذت‌های حسی و ندای عقل ترجیح دهد. هرچند پریدن در آغوش باز خدای زنده هولناک است ولی این تنها راه رستگاری است. ایمان سرشار از این پارادوکس‌هاست و ارزش آن هم در تحمل  رنج ِ قرارگرفتن در آن‌هاست. هیچ‌کس در راه  ایمان نمی‌تواند انسان را درک کند. هیچ‌کس نمی‌تواند او را همراهی کند. هیچ‌کس تنهاتر از شهسوار ایمان نیست. ایمان، جهش است. ماجراست. خطر کردن است. ایمان، از همه این‌ها بالاتر، سرسپردن به بی‌یقینی عینی‌ست.

 

در داستان ابراهیم، مسأله قربانی شدن یا نشدن فرزند نیست. مسأله، جهش ایمان است. مهم نیست ابراهیم، پسرش را می‌کشد یا نمی‌کشد. مسأله این است که باید با صداقت هر چه تمام‌تر مرزهای میان حیطه‌های مختلف زندگی را مشخص کرد.

 

/ 17 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آبی ترین

ایمان یعنی یقین ناب... سر سپردن به بی یقینی عینی... پارادوکسسسس!

فاطمه

خیلی قشنگه فاطمه. خیلی. حالم عوض میشه وقتی میام پیشت! قلمت با پارسال خیلی تفاوت کرده، نوشته هات عاشق شدن ... انگار!

فرزانه

این کتاب رو خریده بودم تا ه موقع بخونمش . اونقدر کتابها جدید جاش رو گرفت که... حالا با این نوشته شما حتما می رم شروعش می کنم. راستی کی اینطرف می آیی؟

عمو عباس

فاطمه جانسلام / ظریفی می گفت : آنچه تعیین کننده شخصیت ماست دانسته های ما ( عناصر شناختی ) نیست ، بلکه انتخاب های ما، تعیین کننده وضعیت وجودی ما است . به گمانم برای انتخاب باید جایی ایستاده باشی که زیر پایت سفت و محکم باشد تادر سطح نلغزی . انتخابها( همان که ما را ما می کند و وضعیت وجودی ما را برما معلوم ) نیز محصول دیالکتیک اخلاق و ایمان و رفتار است. اما این دیالکتیک تزایدی است . سنتز نهایی خود افزاینده وضعیت انتهایی شخص به ما هو شخص است . انچه مدارج عرفانی و مراحل سلوک می شمرند، فقط توصیف راه نیست ، توصیف سالک و وضعیت او نیز هست . علی ایحالِ دامن ایمان، دامن فراخی است که با چنگ «قطعیت بر عمل انتخابی» به دست می آید. کمی درهم است چون چشمان ما عادت کرده ایمان را نبیند. جهان بی ایمان کنونی گفتمان تردید و دمگساری و اجمال گرایی و جهان محسوس را پاس می دارد نه قطعیت و ایمان را. در این گیر و دار ضمیر ِ ناخود اگاه فریب زنِ حداقل خواه ما هم یاری رسان اوست.

برای «برا اونی که حالش از فلسفه بهم میخوره»

به یادش ... اینقدر هم علاف (با عین یا الف؟) نیستیم که شما را جستجو کنیم و چک، در هر پست و کامنتی![نیشخند] ... اما گاهی اوقات که سر می زنم،تعبیرهای به کاررفته ای که خوشم می آید، حیفم می آید که ننویسم برایش! پس می نویسم اما بدون «من»! خود را از خود برهان که هیچ حول و قوه ای نیست جز او!

قاصدک

عشق حقیقی آدم را زنده می کند.عشق حقیقی پیرامون "او" می گردد و "او" هیچ قمارباز عاشقی را بازنده نمی کند. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به "عشق"....

اینکه نازنین یار!!!! میگه قلمت با پارسال فرق کرده یعنی پارسال خودکار داشتی امسال روان نویس!!!! بهش بگو بابا جان قلم فاطمه یعنی فاطیما همون قلم پارسال است اما چون تو سالی یک بار اینجا میای قلمو متفاوت میبینی بخاطر تحویل ساله .قلم فاطمه همیشه قلم عشق بوده و مهر. [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

نگارنده

کم کم دارم حس میکنم اون رند عافیت سوزی که تن به خطر میده و زخم رو بر تن میخره حتی به اشتباه بهتر از عافیت طلبیه که یه عمر به ترازوش ور میره تا یه تصمیم بگیره! به قول شهید آوینی مرغ عشق ققنوس است که در آتش می زید! یا به قول حافظ: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/کجا دانند حال ما سبکباران ساحلها اما ... کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد؟ [گل]

مریم

خواندن اين پست حالمو بهتر كرد.خيلي نزديك بود به دغدغه‌هاي اين روزهاي من... خوشحالم كه يه سري به بلاگتون زدم.شاد باشيد و موفق و سلامت...

تيراژه هاي كوهستان

انجمن ادبي اشراق برگزار مي كند 14 آذر عصر پنچ شنبه ... از ساعت 4 تا 6 با حضور ابوالفضل پاشا و آفاق شوهاني با شعر خواني : رحيم رسولي آرش نصرت الهي منصوره لمسو علي رضا عباسي سميرا قطب هادي وحيدي علي رضا بازرگان حامدرحمتي حسين نظريان سعيد توكلي محمد حسين صادقي رضا قاسمي ابوالفضل نظري فاطمه سليماني رقيه موسوي حسن پاكزاد حسن سلطاني آدرس: سالن اجتماعات کتابخانه عمومی سهروردی زنجان...