جان...

«یا لطیف» 

 

باشد که هر که جان دارد از رنج رهایی یابد.

«بودا»

 

/ 25 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد تقی

ایت الله جوادی در درس تفسیرشون اشاره جالبی به بحث جان و جان جانان و جان جان جانان داشتند که انصافا بحث جالبی بود ... یه سر هم به آنجا بزنید بد نیست .

هبوط

کوچولو گیر دادی به بودا داری وهابی میشی ها[سبز]چیه ؟ اتفاقا بودا و وهابیا و من و تو و کامنتم همه به هم مربوطن قبول نداری بدهی پیتزا تو صاف کن قول میدم در ین تناول توجیهت کنم[نیشخند][شوخی]

محسن

سلام. آیا از رنج رهایی یافتن، شایسته «جان» دار بودن است. شاید، اما کدامین جان (( اگر درد «بودن» یا «نبودن» بود که آسان بود و چه آسان دوا می شد. اما «کدامین بودن» شک دردناک و هول انگیزی است و تحمیل یک زندگی بی درد بر یک روح دردمند زجرآور است.)) لطفا موسیقی وبلاگتون رو در دسترس قرار دهید.

سید مجتبی

هو سجاده نشین باوقاری بودم می خاره و رند و هرزه گردم کردی بیتی بود که بلافاصله به ذهنم آمد یاعلی مدد[لبخند]

فائزه سادات

جان بی جمال جانان میل جهان ندارد........... قصد نداری آپ شی

هبوط برای سید مجتبی

جسارتا شاعر علیه السلام می فرماید سجاده نشین باوقاری بودم بازیچه کودکان کویم کردی[خجالت]

مونه

آیه 138 بقره رنگ خدا,وچه رنگی بهتر از رنگ خدا؟وما ستایش کنندگان اوییم

نیره

می گم میشه بی خیال این "جان " بشی! آب و هوای بارونی انگار تاثیر می ذاره ... همه احساسات و عواطف و افکارت نم کشیده انگار عزیزم!!! یه چیزی بنویس! جانمان خسته شد ! جان من یه چیزی بنویس جانمان تازه شود