خسران

«یا لطیف»

 

وَ لا تَکُونُوا کَالّتِی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوّة ٍ اَنکاثا ً ...

 

                                            «نحل، 92» 

 

پیرزنی بود در عرب... کنیزانش را می‌گفت ابریشم ببافید!

 

و چون پس مدیدی زحمت بسیار به نزد او می‌آوردند بافته‌هایشان را، به ایشان می‌گفت جملگی را باز کنید...

هر آن‌چه بافته‌اید را باز کنید...

.

«و مانند آن زنی مباشید که بافته‌هایش را می گشود... پس از مشقتی که برای بافتنش کشیده بود.»

 

 

پی نوشت: تکرار می‌شود... می‌چرخد... می‌چرخم... تکرار می‌شود... معنی می‌شود... می‌فهمم... می‌چرخد... می‌چرخم... تکرار می‌شود... می‌فهمم؟

 

/ 14 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تقی دژاکام

سلام فيلم « بايکوت » مخملباف را ديده ای ؟ اين عکس و اين نوشته مرا به ياد آخرين سکانس اين فيلم تامل بر انگيز انداخت . در آنجا پس از شهادت فرد مسئله داری که عاقبت به خير می شود ، پيرمردي كه رئيس ماركسيستهاي زندان بود ، توي حياط زندان همفكرانش را جمع كرده و نرمش مي دهد. آنها در دايره هاي تو در تو ، دستهاي هم را گرفته اند و از سمتهاي مخالف مي چرخند و رئيس در سوت خودش مي دمد و مي گويد: بشينيد ، پا شيد ، دور بزنيد و بقيه هم اين شعار را تكرار مي كنند...!

شيدا

بد بختی ما آدما يکيش همينه.

هادی وحيدی

سلام عزيز در آستانه ی محرم به کوفه مان برديد و خطبه و خطابه ی حضرت زينب (س)... التماس دعا با تمام احترام.

هبوط

فکر نمیکنم بفهمی سمیه جدی باش دیگه شورشو د اوردی ها متن به این عمق باز تو مسخره بازی در میاری

امین

آن پيرزن هم نباشيم يخ فروش که هستيم. گاهی هم قاطی می کنيم. يخ مان دارد آب می‌شود و زور می‌زنيم که کاری کنيم ولی فکر می‌کنيم مثل آن پيرزن خودمان داريم آبش می‌کنيم. خيلی فرق دارد. خيلی.

نازنین یار

ارتباط عکس با متن ... وحشتناک حیرت آور قشنگ بود !

جمال گيوه ای

سلام فاطمه خانم در دايره زمان . رد پايی نخواهد ماند از کرده ها .اما هست. خدا< انکه محیط است بر دایره زمان> انرا می بیند. فکر نکنیم راه باز است و جاده دراز.کافی است در نقطّه ای از زمان .دیگر از توان راه رفتن بمانیم. رد پای بجا مانده .هميشه خواهد ماند. اينبار برای همه قابل مشاهده است.

...

اِنَّ لِلحُسَیْنِ مَحَبَّةً مَکْنُونَةً فی قُلوبِ الْمومِنینَ