دل...

«یا لطیف»

.

.

.

انگارپرتاب شده‌ باشم روی زمین. یه زخم بزرگ برداشته‌ام. درست حال کسی را داشتم که ازارتفاع چند متری آجری به طرف صورتش پرتاب کرده باشند؛ وقتی شنیدم:

 

اینک که در قاره‌ای دیگر

در کنار تو باران می‌بارد

شعر من مرطوب می‌گردد

 

                                         «غاده السمان»

.

.

.

 

 

/ 9 نظر / 12 بازدید
عمو عباس

[گل]

فرزانه

تو شنیدی و من دیدم.کدام یک دردناک تر است ؟؟؟

امیدرضا

انگار پرتاب شده‌ باشم روی زمین. یه زخم بزرگ برداشته‌ام. درست حال کسی را دارم که از ارتفاع چند متری آجری به طرف صورتش پرتاب کرده باشند؛...بدون اینکه جمله ای از کسی شنیده باشم ....................... بمانی[گل]

مهتاب ترین

حرف بزن ابر مرا باز کن دیر زمانیست که بارانی ام..... ب.ا.ر.ا.ن.ی.ا.م...

همایون بیگلری

سلام دریاترین . در گوشه ای از این جهان یک چشم می گرید برای من ،‌ در گوشه ای دیگر یک چشم می خندد برای تو ( منزوی ) با احترام ( ب ر ز و ی ه )

وحید

به یاد این مصرع مولانا افتادم: ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست

تقی دژاکام

سلام یک طوطی در هندوستان جان به جان آفرین تقدیم کرد! ... نوشته جدید مرا نخوانید ؛ خيلي سياسي و طولاني شد. شكسته نفسي بود باور نكنيد. [گل]

این الرجبیون؟! التماس دعا

نگارنده

دلم هوای تو دارد چه خیس و بارانی .. می دانم که رطوبت شعرم را دوست داری! اما من در این باران انتظار آفتابت را خواهم کشید ... باشد که قصیده ای سرایم درخور برآمدنت (چقدر تفاوت هست ساده بگذری یا در دلت مصداق بیابی و تکرار کنی!) [گل]