خواب

 «یا لطیف».

نمی‌دونی، نمی‌دونی

وقتی چشم‌هات پر خوابه،

به چه رنگه، به چه حاله

نمی‌دونی، نمی‌دونی.

وقتی چشم‌هات پر خوابه،

به چه رنگه، به چه حاله،

مثل یک جام شرابه

نمی‌دونی، نمی‌دونی.

چه می‌گه، چه سخن‌گو

مثل اشعار مسیحایی حافظ، یه کتابه،

مثل یک جام شرابه

نمی‌دونی، نمی‌دونی.

که چه رنگه، چه قشنگه

رنگ آفتاب بهاره

مثل یک جام بلوره

شایدم چشمه‌ی نوره،

مثل یک جام شرابه

نمی‌دونی که دل من توی اون چشمای شوخِت...

روی اون برکه‌ی آروم، یه حبابه،

مثل یک جام شرابه

 

پی‌نوشت: محشر است. تمام دیشب چشم‌هایم را بستم و زمزمه‌اش کردمحالا هم دارم مدام گوش می‌دهمش. با صدای عبدالعلی وزیری. هیچ چیز از شاعرش نمی‌دانم. حتی از آهنگسازش. آهنگ با تمام یکنواختی‌اش، چیزی دارد که خسته نمی‌کند. چیزی که مدت‌ها بود دنبالش می‌گشتم. انگار از دیشب رفته‌ام توی یک‌جور خلسه‌ی مقدس.

/ 8 نظر / 8 بازدید
تسنیم

سلام خوبی خانوم؟ ما که جرات نمیکنیم حالی از شما بپرسیم میگیم شاید زمان مناسب نباشه! هرچند که گوشیمون هی دلش براتون تنگ میشه وه یه وقت هفت صبح شونصدتا پیامک خالی براتون میفرسته! خوشحال میشیم سراغی ازمون بگیرید ببینیم بالاخره امسال چه کاره ایم! [نیشخند]

نیره

[لبخند][گل]

برزویه بیگلری

سلام . قطعه بسیار زیبایی است . شعرش(ترانه) از خانم هما میرافشار است و نوازنده اثر همان خود خواننده است یعنی آقای عبدالعلی خان که به روایتی آهنگ تصنیف متعلق به پسر عمویش یعنی کلنل علی نقی خان وزیری استاد بی بدیل تار است . شاد باشید .

ندا

سلام... امیدوترم خوب تر از هر وقتی باشی خاتون شهر قصه ها... هر کاری کردم نتونستم اس ام اس بدم... نمیدونم میدونی بابای مهران قوت شده یا نه؟ شرمنده م که خبر بد میدم...

صدري

با سلام مطالب زيباي ادبي وبلاگتون شايسته تقدير بودند. موفق باشيد.

هبوط

آآآآآآآآآآی قربون اون خلسه مقدست[نیشخند]. چطوری؟ راستی جریان چیه ؟ چرا هر کی اومده اینجا بهت لبخند زده رفته؟[نیشخند][چشمک]. حالا میگم میخوای منم یک لبخند بزنم تا سه نشه بازی نشه[لبخند][مغرور]. ارادت استااااااااد. یا حق