زمزمه‌ی شبانه!

«یا لطیف»

شجریان گوش می‌دهیم با هم. من و فائزه. او نشسته. من ایستاده و تکیه داده به میز. می‌گویم ببین، ببین چه می‌خواند. این باغ که نخلش سر به در است منم...

شجریان می‌خواند:

هر آن باغی که نخلش سر به در بی

مدامش باغبون خونین جگر بی

نگاهم می کند. بعد اشک می‌نشیند توی چشم‌های هردوتای‌مان. شجریان می‌خواند:

بباید کندنش از بیخ و از بن

و گر بارش همه لعل و گهر بی

اشک می‌نشیند توی چشم‌های هردوتای‌مان...

بباید کندنش از بیخ و از بن

و گر بارش همه لعل و گهر بی

.

.

.

الهی تری حالی و فقری و فاقتی...

/ 25 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

در خدمتتم خانومی هر وقت اراده کنی

فاطمه

دوست عزيز اين قطعه رو می تونيد تو آلبوم «همنوا با بم» استاد بشنويد. حق باشيد!

هبوط

شرمنده حوصله نوشتن همه اش رو ندارم لپ کلام من فقط الان دارم برنامه طلاقم رو میچینم پس برام مهم نیست دوستهاش این وسط نقش مثبت و منفی داشته باشن. التماس دعا یا حق

مهدی

آشنایان ره عشق گرم خون بخورند / ناکسم گر بشکایت سوی بیگانه روم

لاشريکستان

براي من ديروز می خواند: چه عاشق است که فرياد دردناکش نيست چه مجلس است که از او های و هو نمی آيد....

فريادسبز

سرکار خانم ابوترابیان با سلام، اتفاقا سرکشی شاید یکی از مهمترین ویژگی های روح یک انسان بزرگ باشد.البته سرکشی همراه با نجابت، همراه با حجب و حیا ، همراه با خوف و رجا و گرنه سرکشی تنها با گستاخی تفاوتی ندارد. سرکشی پدرمان آدم بود که او را از بهشت آواره زمین کرد، شاید تعبیر بر سرکشی خداوند باشد ولی اینگونه نیست، فرق انسان با فرشتگانی که همیشه در یک وضع در حال عبادت و حمد باریتعالی هستند، در همین سرکشی است، نه به معنای گناه و تمرد، بلکه به عنوان روحی که مدام خود را به در و دیوار محدودیتها می کوبد تا شاید بجهد از حصار، روحی که خود را در قید وبند تعاریف ارثی و رایج قرار نمی دهد و دوست دارد بداند که پشت این باغستان هم خبری هست یا نه. ای کاش در مورد این کتاب دمیان توضیح مختصری می دادید و اینکه چرا اسب را برای آن مناسب می بینید. یا حق

...

...

نازنين يار

دلم گرفته ......... نوشته هات رو که می خونم بيشتر دلم می گيره. تو نمی دونی چرا؟؟ .............

فاطمه

تو ديگه واسه چی دلت گرفته؟ هوم؟ يادت نره که ما با تو خودمون رو تازه می کنيم!