حدیث عشق

«یا لطیف»

و  چمران... شمع... تمثیل بی‌قراری و بی‌تابی:


عشق هدف حیات و محرک زندگی من است و زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می‌دارد، قلب مرا به جوش می‌آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می‌کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می‌راند. دنیای دیگری را حس می‌کنم. در عالم وجود محو می‌شوم. احساس لطیف و قلبی حساس و دیده‌ای زیبا بین پیدا می‌کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب همه احساس و روح مرا می‌ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می‌برند... این‌ها همه و همه از تجلیات عشق است... به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم.

«خدا بود و دیگر هیچ؛ مصطفا چمران»

 

+

 

نمی‌توانم راحت بگذرم ازکنار این ابیات:

 

هُکِل جمال زطلعت‌ش قُلِلَ جبال ز رفعت‌ش

دُوِلَ جلال ز سطوت‌ش متخشعاً متزلزلا

دل‌م از دو زلف سیاه او ز فراق روی چو ماه او

به تراب مقدم راه او شده خون من مُتِبَلبِلا

 

«بخشی از غزل طاهره قره العین»

 

 

+

 

روزی نیست که کسی در جستجوی واژه‌ی عشق این صفحه را باز نکند! فائزه بارها گفته، چیزکی بنویس که بندگان خدا دست خالی برنگردند؛ هر بار بهانه آورده‌ام که "سخن عشق نه آن است که آید به زبان" اما امشب دلم می‌خواهد از زبان یحیی بگویم:

عشق را از عشقه گرفته‌اند. گیاهیاست که در باغ در بن درخت پدید می‌آید و در درخت می‌پیچد. آن چنان می‌رود که همه‌یدرخت را فراگیرد. تا آن‌گاه که درخت خشک شود. درخت وجود انسان هم چون بالیدن آغازکند و نزدیک کمال رسد عشق از گوشه‌ای سر برآورد و خود را در او پیچد، از عشق خاکیشروع شود و تا جایی رسد که هیچ نم بشریت در او نگذارد. آری! اگرچه عشق او را بهعالم بقا می‌رساند اما تن را به عالم فنا می‌کشد. چرا که در این جهان هیچ چیز طاقتبار عشق را نخواهد داشت. کار به گفتار بر نیاید؛خواستم سوالت بی‌جواب نماند و گرنه این صحرا چه جای معرفت گفتن است که از زمین وآسمان معرفت می‌بارد...

«قلندر و قلعه، یحیی یثربی»

+

 

دلبسته‌ام به آن خرافه که گفتند ماه را نارنجیمی‌کند. دلبسته‌ام به آن خرافه که گفتند ماه را آبی می‌کند. دلبسته‌ام به آنخرافه که گفتند ماه را بنفش خواهد کرد...

 

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سینا

سلام هم استانی عزیز خوبی به من هم یه سر بزن اگه با تبادل لینک موافق بودی خبرم کن

نیره

سلام.چند پست عقبم!!! و برای هر کدومش هم حرف دارم... دیروز با یک دوست مشترک در مورد زندگی چمران خیلی حرف زدیم... اینکه اگر مسیر زندگیش رو اینجوری تغییر نمی داد الان کجا بود و چیکار می کرد... برای اینکه طبق فرمول خودت زندگی کنی باید شجاعت داشته باشی... شجاعت رها شدن از همه جاذبه های یک زندگی معمولی... اینکه چطور می شه که یه نفر از این همه وسوسه و جاذبه که به زمین می چسبونه آدم رو و گاهی در زمین فرو می بره خودشو رها کنه... فکر کنم عشق و تنها عشق اون نیروی رهایی بخشه

سید مهدی

جناب چمران! هزاران بار خوش به سعادتت! هزاران بار اصلن دمت گرم بابا! هزاران بار به به و چه چه! می دونی حضرت جناب! شما چمران شدی... آن آقا سید مهدی بحر العلوم شد! آن یکی دیگر زین الدین شد! آن دیگری یگانه مرد قبرستان شیخان شد! آن آقا الگوی مقاومت شد و محمد جهان من شد! آن دیگری آ سید علی آقا شد آن دیگری سیزده ساله ای شد که زاهدان هزاران سالم به گردک پایش هم نخواهند رسید! آن دیگری ... آن دیگری ... پس حالا بلند گوش کن به من . من من.... من چی ؟.... مانده ام! خسته ام از این دل خوش کنکهای شرک الود.... که هر جا گام میذارم جلوتر از من راهبرم شده اند! به مثقال مثقال سرزمین دهلاویه ات قسم ات می دهم! به همان خدایی که حتی دمی در بلاد کفر از یادت نرفت! حال زار مرا هم ببین ... این قطراتی که دیگر هیچ سیل بندی جوابگویشان نیست را ببین! از سر دل سیری است این دانه ها! عزیز! رفیق! سرت را درد نمی اورم ... فقط سفارش کن ما را...! اجرت با مادرم زهرا!

عمو عباس

سزد که عشق را تاوان درد بی دردی ادمیان در خاک هزار توی بیخودی بخوانی. راهی برای بازگشت . چراغی که برگردی و راه هبوط را تا منزل فنا یامنزل ثبات بپویی . عشق اگر عشق باشد معطوف به چیزی است . اگر بی چیز باشد بی عشق است . حکیم- درویش علی شیدا- فرمورد: عشق که می گویی گریه و خنده کودک را می شنوم که همه فقر است و چنگ و استمداد.اگر جستجویی نباشد عشقی نیست . با موی بلند و سه تار پیران عقل و هو کشیدن دمادم و و سو بردن بی دم ، عشقی دست و پا نکرده ای . عشق کودکانه شدن در برابر مادر هستی است.

یه آشنا

تو درنمازعشق چه خواندی ؟معشوق درگوشت چه نجوا کرد که اینگونه عاشقانه ازفرش تا عرش بال گشودی ؟

امیر حسین گیوه ای

سلام. به آرزوها سر بزن . بالاخره آپدیت کردم اونم چه آپی !!!! اما اگه بیایی و نظر ندی به خدا دیوووونه می شم - آخه این همه وقته وب رو ساختم و خیلی کم آدما قدمرنجه فرمودن و یه نظر حتی خالی دادن . اگه نظر ندی باید بیای منو ببری تـــــــیمارستان . [قهر] اگه بیایی یه خبر خوب گذاشتم که 1 سال بود منتظرش بودم و بالاخره وقتش رسید. این همه آپ هم به افتخار این خبر بود. همه آپ ها در مورد عکس های شخصیت های فیلم های هری پاترن ف خلاصه بیا و منو هم شاد کن تا ذوق کنم و تند تند آپ کنم [تایید] راستی اگه هم نیایی بازم دیوونه می شم. من یادم می مونه که به کی ها این اخبار رو میدم. [گل] [گل] [قلب] [گل][گل]اگه بیایی من رو خیلی خیلی سورپرایز شگفت آوری کردی - خوب [گل][گل][قلب][گل][گل] بای بای تا وقتی که توبیایی[خداحافظ]

هبوط

دیشب کجا پریدی تو؟[نیشخند]

همایون بیگلری

سلام دریا ترین . به ترتیب برای نوشته ها : 1- انان که محیط فضل و اداب شدند ... ( حتما خودتان بهتر می داند که آن یاران را چه شد ؟ ) 2- جوهرت دریاست دیگر ... 3- دلبسته به آن حقیقت ام که ماه را ماه می کند . آنچه نیک است آن نصیبت باد ... ب .

...

آه چه پهناور و ژرف است عشق آی شگفتا چه شگرف است عشق دایره‌ی خوف مدار خطر جاذبه ای هایل و ژرف است عشق

نگارنده

کیمیای عشق ... کیمیاگران گذشته گشتند و نیافتند و من یافتم و به کار نبستم! خوش آن زمان که نگاری کند مرا تذهیب ... [گل]