سقراط

  «یا لطیف»

 می‌گویند:

 روزی یکی از آشنایان سقراط وی را دید و گفت: سقراط آیا می‌دانی من چه چیزی در مورد دوستت شنیدم؟ سقراط جواب داد: یک لحظه صبر کن. قبل از اینکه چیزی به من بگویی مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون پالایش سه گانه نام دارد. قبل از اینکه درباره‌ دوستم حرف بزنی خوب است چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم چه می‌خواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئنی چیزی که درباره‌ دوستم به من می‌خواهی بگویی حقیقت است؟ آشنای سقراط جواب داد: نه در واقع من فقط آن را شنیده‌ام... سقراط گفت بسیار خوب پس تو نمی‌دانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر مرحله‌ی پالایش خوبی. آیا آنچه درباره‌ دوستم به من می‌خواهی بگویی چیز خوبی است؟ آشنای سقراط جواب داد: نه برعکس... سقراط گفت: پس تو می‌خواهی چیز بدی را درباره‌ی او بگویی اما مطمئن هم نیستی حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است تو از آزمون عبور کنی چون هنوز یک سوال دیگر باقی مانده که مرحله‌ پالایش سودمندی ست. آیا آنچه درباره‌ دوستم می خواهی به من بگویی برای من سودمند است؟ جواب داد: نه حقیقتا... سقراط نتیجه گیری کرد: بسیار خوب اگر آنچه می‌خواهی بگویی نه حقیقت است نه خوب نه سودمند چرا اصلا می‌خواهی به من بگویی؟ این چنین است که سقراط به چنان مقام والایی رسیده بود اما همین پالایش سه گانه باعث شد که سقراط هیچ وقت به ارتباط بهترین دوستش با همسرش پی نبرد!

/ 1 نظر / 11 بازدید
فتحه و کسره

وای خاک عالم . مردیکه بی غیرت بی وجود سیب زمینی !