حیرت

«یا لطیف»

 

از رفتنت دهان همه باز...

 

انگار گفته بودند: 

 

                    پرواز! 

 

                            پر  واز! 

 

 

 

بی اراده بغض می‌کنم …

/ 18 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگارنده

دلبستگان پر وا کنيد هنگام پروار آمدست.

سلام ف ا ط م ه من همچنان منتظرم اگر که چشم تو بر چشم من نمی افتاد خدا چگونه خودش را به من تشان ميداد

مهدی

سلام. بنده نيز اين ضايعه رو به دوستداران ادب و هنر تسليت ميگم. روحش شاد و راهش پر رهرو .

مريم

اسفند 79 بود كه سرود: سه‌شنبه؛ چرا تلخ و بي حوصله؟ سه‌شنبه؛ چرا اين همه فاصله؟ سه‌شنبه؛ چه سنگين! چه سرسخت، فرسخ به فرسخ! سه‌شنبه خدا كوه را آفريد! قيصر نرفته است.

هيچکس

قناعت‌وار تکيده بود باريک و بلند چون پيامي دشوار که در لغتي با چشماني از سوآل و عسل و رُخساری برتافته از حقيقت و باد. مردی با گردش ِ آب مردی مختصر که خلاصه‌ی خود بود. خرخاکي‌ها در جنازه‌ات به سوءظن مي‌نگرند.

امین

بالت چه طور است؟ * اینجا همه هر لحظه می پرسند: - « حالت چطور است ؟» اما کسی یک بار از من نپرسید : - « بالت ...

هادی

سلام. حالم بد بود .درگذشت قيصر عزيز بدترم کرد. در نيايش هايتان دعابم کنيد...با احترام وسپاس.

علي ميخي

تعجب مي كنم كه شما با اين همه احساسات چطور رفتيد فلسفه خونديد. ---------- اين هفته سالگرد سلمان هراتي (با شعرهاي نمناك و خيس !)هم بود . اين شعر زيباترين شعري هست كه تا حالا راجع به صاحب الامر خوندم http://www.edalatkhahi.ir/000425.shtml --------------------

ندا

و سکوت.... باز هم سکوت...